نظر علي الطالقاني

503

كاشف الأسرار ( فارسى )

خداى من است . حضرت به ديگران فرمود عليكم بدين العجائز بر شما باد به دين عجوزها . 79 يعنى مثل او دليل و اعتقاد داشته باشيد . و مثل اين است سخن آن عرب ديگر كه گفت البعرة تدلّ على البعير ( آه ) پشكل شتر دلالت مىكند بر شتر و جاى پا دلالت مىكند به شخص رونده ، آيا آسمان با اين برجها و زمين با اين پستى و بلندىها دلالت نمىكند بر خداوند داناى باخبر . و اين مطلب ، مطلب بلندى و برهان بزرگى است به شرطى كه شرايط نتيجه ، موجود باشد و آن اين است كه جميع ذرّات عالم و تمام ما سوا را ملجأ و موجب و مضطر و بىاختيار ببيند تا قهرا و بالبديهه منتقل شود به كسى كه اينها را مضطر و ملجأ ساخته و در همه تصرّفات قهرى دارد . چنانچه اشاره شد در آيهء أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ 80 و نحو آن ، كه همه را به حسب اوامر تكوينى عبادتى است قهرى و اطاعتى است اضطرارى . پس ظاهر شد كه حديث عليكم بدين العجائز مطلب آسان و طريقه سستى و سهلى نيست چنانچه جمعى گمان كرده‌اند ، فافهم . و بهتر و كاملترين دليل‌ها دليل لمّى است كه از مؤثر پى به اثر ببرند مثل آن كه از آتش پى به دود برند و از خجالت پى به سرخى صورت و از خوف پى به زردى صورت برند و فقره أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ را كه آخر آيه سَنُرِيهِمْ آياتِنا 81 است حمل بر اين معنى كرده‌اند و همچنين حديث يا من دلّ على ذاته بذاته و فقره بك عرفتك و امثال آنها را . و تصوير اين قسم برهان در حق ما ضعيفان ممكن نيست مگر آن كه از روى همان ارشاد فطرى و هدايت جبلّى از صانع پى به مصنوع بريم كه بگوئيم آن صانعى كه ما او را بالفطره مىدانيم و اقرار داريم ، زمين و آسمان و ما فيهما و غير اينها نيست ، زيرا كه ناقص و عاجزند پس همه ، آثار او و مصنوع اويند . و شايد مراد معصوم ( ع ) نيز در فقرات مذكوره همين وجه باشد و كلمات حكماء نيز قريب به اين است و الّا تصوير نحو ديگر و معقول بودن طور ديگر به نظر نيامد و هو العالم . دقّت كن بفهم كه مطلب بلند است . مقام دوّم سخن در ذات خدا است جلّ شانه . دانستى كه همه خلايق در مقام اوّل كه خدائى هست در صوابند و به واقع رسيده‌اند و غالب كفرها و شركها و بىدينىها از مقام دوّم برخاست زيرا